می گن از همون ازل عاشق شده
تق ... تق .... تق .....
کجا به سلامتی؟
تق ... تق .... تق ....
چه قدر مونده؟
گزیده ی مرصاد العباد _باب دوم فصل چهارم و پنجم
هان ؟هیچ جا الان می ایم!
تق ... تق ... تق ... تق ... تق
یه ربع به زنگه
جون خودت خر خودتی
این را به خودی خود می سازم بی واسطه که در آن گنج معرفت تعبیه خواهم کرد
مامان! خواهش !
وای یه ربع ؟
تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق
مامان دلت می اید ؟خواهش ! سریع می ایم
تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق
تق تق تق
زهرا و بغل دستیش چه خبره ؟
تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق
وقتی ... تق تق
من دارم می _ تق تق تق تق
خوانم حواستون به من باشه
مامان چی می گه عارفه ؟
سوگند برداد به عزت و ذوالجلالی حق ،که مرا مبر که من طاقت قرب و نزیکی ندارم و تاب نیاورم
تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق ....
اه اخه اینم معلم متون کهن بود . گند زد به درس .
ساکت شو عارفه کلا متون کهن درس بود؟
بیا برو بیا برو تو باید بری جارو کش شی اخر.
تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق ....
تق تق ... تق تق ...
باز تو رگ خل و چلیه دراماتیکیت زد بالا جو زده. ولش کن بابا بگذار بره دیونه است اینم
تق ... تق ...
عشق خالی دو اسبه می امد .
تق تق ...
برو ولی سرما خوردی باید یه قابلمه شلغم بخوری
ما ____ مان !
تق ....
خل و چل ادبیاتی
تق تق تق تق تق تق تق تق ........تق تق تق
باران باران دوباره باران باران باران ستاره باران 1
تق تق تق تق تق .....
برای همین است که می گن خدا از همون ازل عاشق بوده . خاک ناز می کنه و خدا که عاشق ناز می خره
تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق تق ....
تق تق ... تق تق ...
اااااا عارفه سیل راه داره می افته تق تق تق ...
تق تق ... تق ...
چه قدر مون _ تق ... تق ...
ده ؟ .... تق تق ...
اره دلم می خواهد برم زیر بارون .
خانم آذر نمی گذاره کسی بره تو حیاط
رفتم خونه میروم زیر بارون .وای شعر قیصر زهرا !
تق تق ....
آری قاعده چین رفته است . هر کس که عشق را منکر تر بود چون عاشق شود در عاشقی غالی تر 2گردد ؛
باش تا مسئله قلب 3کنند.
منکر بودم عشق بتان را یک چند آن انکارم مرا بدین روز افکند
همسنگ زمین و آسمان غم خوردم نه سیر شدم نه یار دیگر کردم
آهو بمثل رام شود با مردم تو می نشوی ،هزار حیلت کردم
دلیلیلیلیلیلی .....
خسته نباشین
پ ن : جملگی ملائکه را در آن حالت انگشت تعجب در دندان تحیر مانده که آیا این چه سر است که خاک ذلیل را از حضرت عزت به چندین اعزاز می خواند و خاک در کمال مذلت و خواری با حضرت عزت و کبریائی چندین4 ناز و تعزّز 5 می کند .
_ شما چه می دانید که مارا با این مشتی خاک از ازل تا ابد چه کار ها در پیش است ؟
عشقی است که که از ازل مرا در سر بود کاری است که تا ابد مرا در پیش است
+ پ ن : من چه کردم با تو عاشق و تو چه کردی با من ...
نه من لیاقت معشوق بودن تو رو ندارم
++ پ ن : باران وعده گاه عاشقان .وعده م ن و ت و
+++ پ ن : دست هات رو دراز کن ... یکم مونده ...
1 ) این شعر از قیص امین پور است
2 ) از حد در گذرنده ؛ غلو کننده
3 ) یعنی منتظر باش تا برعکس شود
4 ) این همه
5 ) ناز کردن
برای راحت تر فهمیدن موضوع اون هایی که همرنگ هم هستن یه موضوع را دنبال می کنه .
اون هایی هم که پررنگ تر نوشته شده متنی است که سر کلاس متون کهن داره خوانده می شود از مرصاد العباد.
این تق تق های وسط هم صدای خوردن بارون به شیشه است .
_ در اخر خسته نباشید از این که این همه را خواندید
یا ناجی